تبلیغات
رمان های کره ای - رمان ستارگان عشق پارت ۲
رمان ستارگان عشق پارت ۲
اینم پارت دومش
نظرندیدن 
دیگه رمانا رو ادامه نمیدماااااا



هیومین

از در پشت صحنه اومدیم بیرون بطری آبمو سرکشیدمو نفس نفس میزدم،جیون گفت:اه چقدر کم فقط ۲ تا اجرا؟ کاشکی ۳ تا بود.سویون گفت :اوف من وسط آهنگ پام پیچید صدامم در نمیاد، بورام گفت:خوب حالا.کیوری گفت: بسه دیگه. جیهو جلومون ظاهر شد و با عجله گفت: هی دخترااا،باید...با بی حوصلگی گفتم:ببین این آخرین اجرا بود،ما اجراکردیم،اونم دوبار،به ساعتت نگاه کن ساعت ۱۰ و نیمه،وقت استیج فرررت شد،باید بریم خونه،دیگه بایدی در کارنیس،گودبای هیونگ.بچه ها زده بودن زیرخنده،خیلی آروم داشتم می رفتم سمت اتاقک تی آرا که جیهو دستمو گرفت و منو برگردوند سرجام.گفت: هنوز حرفتم تموم نشده بود هیومین عزیز،امشب همه گروه های کی پاپ اومده بودن اینجا،جیون گفت:خوب اینو خودمون میدونیم،جیهو ادامه داد :میدونین چرا؟نفس عمیقی کشیدو گفت:امشب یه شب مهمیه،تعداد خبرنگارا ۱۰ برابر افزایش یافته،هیچکس جز کمپانیاتون این قضیه رو نمیدونه.

بورام گفت :چیزی شده؟جیهو لبخند زد:اووه نگران نباشین گرلز،قراره امشب یه خبر مهم و بهتون بدن. خوب فقط ۱۵ مین وقت دارین آماده شین زود باشین. میبینمتون.بدو بدو رفت سمت در اتاق گرلزجنریشن.
جیون جیغ کشید واااای بدویینننننن و دست منو کشید/
لباس هامون سفید بود یه تیپ خاص . به ساعت گوشیم خیره شده بودم,فقط ۲ دقیقه مونده بود،همه دخترا داشتن از استرس میمردن ولی سویون مثل همیشه خونسرد بود و داشت به تلویزیون نگاه میکرد،مجری دوباره تصویرش اومد تو آنتن'با لبخند گفت:خوب ،برنامه امشب ما خیلی جذابه و طولانی هم شده"اما دلیلش اینه که قراره یه خبر باحال و مهم توسط یه سوپر استار مهم داده بشه و ما خیلی تلاش کردیم که ایشون تشریف بیارن...
دنــگ قلبم شروع کرد به تند زدن گفتم ۱۵مین شد. جیهو با بلندگوش گفت:خوب کی پاپرای عزیز بیاین بیرون همگی بیاین سالن. گوشیمو انداختم تو کیفم و رفتم سمت در،دراتاقو باز کردم ،پسرای اکسو داشتن میمدن بیرون که یهو یکی هلم داد ،چشامو بستم،احساس کردم تو بغل یکیم به اون نفری که هلم داد هزارتا لعنت فرستادمو چشامو باز کردم،یه سکوت عجیبی 


 بود،روبروی چشام یه لباس سفید با کراوات براق نقره ای بود، دستاشو محکم دور 

دور بدنم حلقه کرده بود،خیلی آروم خودمو ازش جدا کردم، بهش نگاه کردم و سکته کردم////

✧کریس✧
شیومین و لوهان داشتن از در میرفتن بیرون منم پشت سرشون بودم،منتظر وایستادن ایزناااات مای استایل/: رسیدم جلو در به روبروم نگاه کردم"هیومین جلودر بود داشت میومد بیرون که ایون جونگ پاهاش به یه جا گیر کرد و محکم خورد به هیومین=-O
هیومین پرت شد اینور محکم خورد به قفسه سینه م ناخوداگاه دستمو دور بدنش حلقه کردم،همه وایستاده بودنو بهمون نگاه میکردن،قلبم تند تند میزد،هیومین سرشو اورد بالا به چشام خیره شد، با تعجب بهم نگاه کرد خیلی تعجب کرده بود چشاش گرد شده
بود،دستمو کشیدم ،گفت:اوه شرمنده
✸هیومین✸
خدایا کاش منو خاکستر میکردی،کاش محو میشدم،ای خدا اخه چرا کریس؟ هان؟
دستشو کشید،گفتم :اوه شرمنده
گفت:اشکالی نداره عمدی نبود که 
گفتم : خیلی ممنون رفتم سمت دخترا

کیوری وجیون اومدن سمتم

سویون گفت :خوبی؟
بورام داشت ریز ریز میخندید،ایون جونگ گفت:ببخشید هیومین من پاهام گیر کردو خوردم به تو و... گفتم:اشکال نداره ضایع شدم رفت بیخیال بیاین بریم پشت اکسو راه افتادیم.مجری اسم گروها رو میگفت:بی تی ااااس،گرلزجنریشــــن،تیفانی برام دست تکون داد و رفت،لبخند زدم،شگفت انگیزهااا،اکسوووووو،خیلی صدای جیغ میومد"ملکه های موسیقیمون تی آراااااااا، رفتم سمت استیج صدای دست و جیغ طرفدارا چیک چیک عکسا و دوربین بزرگ خبرنگارا، باید سمت اکسو وایمیستادیم رفتم کنار سهون وایستادم،لبخند بامزه ای رو لباش بود و بهم خیره شده بود،بهش نگاه کردم و گفتم:چته؟
گفت:چه صحنه ای بود!گوشیشو بهم نشون داد،گوشیشو گرفتم و نگاه کردم تو اینستاگرام بود،عکس منو کریس بود،وای خدا اون کنار کریس بود،بیشور از نمای نزدیک عکس گرفته بود،زدم رو گزینه ها که پستشو پاک کنم،گوشیشو کشید و گفت:آآآآ نه دیگه این راه حلش نیس،تا الان خبرش پخش شده،هیچ نگران نبودم کسی مارو ببینه روبروم جیون بود و روبروی اون کای،
محکم زدم توسرم و گفتم :چرا این کارو کردی؟
از اینستا اومد بیرون :چون دوست داشتم
مجری گفت؟ خواهشا اعضایی که تو صف عقب افتادن بیان کنار صف اول وایستن.
با کلافگی رفتم کنار جیون وایستادم که ایون جونگ وایستاد،اوفی کشیدمو رفتم کنار کیوری وایستادم.با دیدن تماشاچیا شاد شدم و لبخند زدمو دستمو اوردم بالا،یه عالمه عکس گرفتن ازم،مجری گفت:بسیار عالی و حالا مهمون عزیزمون تشریف فرما میشن،سوپر استار عزیزمون،لییییی میییین هووووو...برگشتمو با خوش حالی به مجری نگاه کردم، اوپا مینهوییم اومد و دست تکون داد،با خوشحالی دست زدیم،اوپا مینهو بهم نگاه کرد یه چشمک زد،سوزی رو دیدم که با غم داشت به اوپام نگاه میکرد،یونا هم زیرچشمی نگاش میکرد،خو به من چه، میکروفونو دادن به اوپام گفت:سلام به همه ی مردم عزیز و مهربونمون،من خیلی خوشحالم که اینجا حضور دارم و باعث افتخارمه،ممنونم.مجری خیلی خوشحال برگه رو به مینهو داد،مینهو برگه رو باز کرد و کرد و شروع کرد به خوندن:《انجمن کره پاپ یک تصمیم مهم درمورد گروه 

های خوانندگی گرفتن و خیلی وقته که درحال تلاش هستند که این تصمیم عملی بشه》،همه سکوت کرده بودن،ادامه داد:《این تصمیم که فقط درمورد گروه های کی پاپه ،به دلیل سن کم زیر ۲۳ سال و بالای ۱۸ سال باید به مدرسه خوانندگی،ستارگان درخشان برن،این مدرسه در ۳ سال با بهترین تجهیزات ساخته شده و همه چیز برای رفتن به اون مدرسه آماده س، دلیل فرستادن گروهای کی پاپ به اون مدرسه اینه که بچه ها مهارت بیشتری رو به دست بیارن،کمپانی هاهم اجازه رو قبلا صادر کردن،سال تحصیلی خوانندگان ۳ساله امیدواریم تو این ۳ سال مهارت بیشتری کسب کنند. ولی حق دادن آلبوم به بیرون رو دارن و همینطور موزیک ویدیو ولی حق اومدن به استیج رو ندارند، این مدرسه دارای استادان مجرب هستند ،خواننده های عزیز لطفا نهایت استفاده رو ببرین.》





طبقه بندی: رمان ستارگان عشق،

[ دوشنبه 31 خرداد 1395 ] [ 12:23 ب.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
بیست اسکریپت
وان اسکریپت
خانه اسکریپت

دریافت کد موزیک

ساخت كد آهنگ

Ss501 - Love Ya
مرجع کد آهنگ : هشت شنبه بازار