تبلیغات
رمان های کره ای - رمان ستارگان عشق پارت ۳
رمان ستارگان عشق پارت ۳
من اومدم ولی اصلا برای این رمان نظرنمیذارید
نظرات رمان بارونی از عشقم اصلا دلگرم کننده نبود
از این به بعد مثل نظراتتون هر دو رمانودیر آپ میکنم

این قسمتو چون شماها نظر براش نمیذارید رمزیه

رمزشم اگه نظرات ۵تا بودن همگانیش میکنم

من دلم نبومد اذیتتون کنم برای همین رمزو برمی دارم

ولی اگه دیگه نظرندید دیگه این رمانو ادامش نمیدم



مین هو با ترس برگه رو داد به مجری و به گروه های مختلف نگاه کرد،نزدیک بود ایست قلبی کنم،این دیگه چی بود؟کریستال جیغ کشید:یعنی چی منظورتون چیه من نمیفهمم؟جیون ادامه داد:مدرسه؟ آه ما تحصیلاتمون تموم شده،وی گفت:ما الان باید بفهمیم بعد ۳ سال؟

مینهو گفت:تصمیم خیلی خوب و معقولیه،مردم شروع کردن به اعتراض،من گیج شده بودم هیچی نمیتونستم بگم، مجری گفت:مردم عزیز کره،همینطور که شنیدین حق بیرون دادن البوم رو دارن لطفا آروم باشین
برنامه ما وقتش تموم شده،مردم کره آرزوی موفقیت دارم خدافظ.
برنامه تموم شد،همه خبرنگارا حمله کردن طرف ما،خبرنگار تندتند نظرمو میپرسیدن گفتم:منو ببخشین; و رفتم سمت در خروج. کل گروه ها داشتن میرفتن،چه شب عجیبی بود!
////////
از خواب بیدار شدم،جیون کنارم خواب بود ،گوشیمو برداشتم وای فایمو روشن کردم،اینستام ترکید،کامنتا رو دیدم
همش درمورد اون خبر مسخره بود ووووو وااااااییییی کریس! رفتم تو نت،سرچ کردم کریس و هیومین
نزدیک ۱۰۰۰۰۰۰تا وبلاگ این عکسو گذاشتع بودن با عنوان:اوه سهون عکس عاشقانه کریس و هیومین را پخش کرد،!
جیغ کشیدم بیشوررررررمیکشمتتتتتت ،جیون از خواب پرید با ترس گفت چیشده؟
گوشیو بهش نشون دادم،بعد دودیقه بهم نگاه کرد بعد زد زیر خنده،صدای در اومد
گفتم :بله؟

کیوری گفت:منم ،زدم پس سر جیون و از تخت پریدم پایین،درو باز کردم،کیوری آماده و شیک جلو در واستاده بود،لبخند زدم:سیلام خوشگلم صبح بخیر
کیوری لبخند شیرینی زد و گفت:سلام عزیزم،نیم ساعت دیگه بیاین دفتر رئیس راستی وسایلاتونم جمع کنین واسه انتقال من دیگه میرم.

درو بستم به جیون که داشت میخندید نگاه کردم:شنیدی گوگولی خانوم؟
_آاااره
باز خندید،سرمو به نشان تاسف تکون دادم و رفتم سمت سرویس بهداشتی////
@سهون@
۵ تا چمدونمو دست بادیگاردام داده بودم/: لوهان و شیومین و چن و سوهو و لی و چانی و بکی و کای و تاعو و دی او بهم با تعجب نگاه می کردن،دهن همشون باز بود،کریس با ۸ تا چمدونش و بادیگارداش اومد، ،کله ۱۰ تاشون سمت کریس برگشت،به کریس گفتم اینا چشونه؟یهت یهوت یهورااات -﹏﹏﹏-کریس گفت:چیه دیوونه ها خوشتیپ بودن ایز مای استایل تازه نصف لباسام جاموند/:
لبخند شیطنت آمیزی زدم و رفتم سمتش،دستمو گذاشتم رو شونه م گفتم:دیشب چه شبی بود.کریس برگشتو چپ چپ نگام کرد،سرمو برگردوندم سمت بچه ها و گفتم :هیومین خیلی جذاب و خوشگله مگه نه؟
لوهان خندید و گفت:اوهوم عرررررر خوش به حال کریس،کاشکی میومد بغل من.
چانیول گفت:میخوام برم خواستگاریشششششش
بکهیون گفت:من زودتر میدزدمش
کریس دهنشو کج کرد گفت:خفه شین اون از عمد نبود.
صدای بسته شدن در ماشین اومد برگشتم و دیدم چندتا خبرنگار اومد سمتمون،با خودم گفتم:شروع شد،زدم به هدف،
شیومین و چن و لی و دی او و بکهیون و چانیول فرار کردن رفتن داخل ،خبرنگار اومد سمت منو کریس و گفت:سهون منظورت از اون پست چی بود؟کریس تو واقعا با هیومین قرار میزاری؟آیا میدونستی که سهون اون عکس رو پخش کرده؟
کریس گفت:من متوجه نمیشم،نه نه سوءتفاهم شده اون یه اتفاق بود،من تاحالا قرار نزاشتم،هیومینو هل دادن اونم پرت شد سمت من،سهون اونکارو فقط جهت شوخی کرده.بعد با خشم برگشتو به من نگاه کرد،لبخند زدم و گفتم بله ایشون درست میگن ،اون یه اتفاق بود.ضبطو قطع کردن و گفتن پس واقعا همینطوریه!گروه تی آرا هم همینو گفتن،و گرلز جنریشن و بیگ بنگ.خوب خیلی ازتون ممنونیم اجازه بدین چندتا عکس بگیریم،اوفی کشیدمو بدو بدو رفتم سمت داخل.
//////

✫هیومین✫

با دخترا جلو در وایستاده بودیم ،چمدونامو قبلا فرستاده بودم برده بودن دبیرستان،حتی اتاقمم مشخص بود،اوووووف اون خبرنگارا بدجوری اعصابمو خورد کرده بودن،باید حساب اوه سهون رو بزارم کف دستش/: اتوبوس اول پر بود ،دومیم پر بود،رفتم تو سومی بروبچ اکسو توش بودن،همه دخترا صندلیای خالیو پرکردن.فقط من و جیون مونده بودیم،دوتا صندلی خالی بود یکی کنار کای و اونیکی کنار اوه سهون.سریع رفتم کنار سهون نشستم،هدفون زده بود و چشاشو بسته بود،منم آبمیوه مو با بیسکوییتمو از کیفم دراوردم و شروع کردم به خوردن،هنوز چشاش بسته بود.

حس کرم ریزی و انتقام گیریم گل کرد آبمیوه مو ریختم رو شلوارش،بعد سریع خودمو زدم به بی گناهی، سهون پرید هوا و گفت:ووووییییی این چیه؟؟؟؟
با خونسردی گفتم:شرمنده آبمیوه م ریخت رو شلوارت 'حواسم نبود.رسیدی مدرسه عوض کن.دی او گفت:هی سهون خجالت نمیکشی؟
کریس با خوشحالی نگاهش کرد و در همون حالت از سهون عکس گرفت.
شیومین گفت:نوچ نوچ کارخرابی کردن تو اتوبوس زشته،همه زدن زیرخنده ،
لوهان گفت:عرررررراذیتش نکنین/:
رفتم اینستاگرام، سهون نشست و با اخم بهم نگاه کرد،
رفتم تو پیج کریس 'اومای گاد عکس سهونو گذاشته بود،لبخندشیطنت آمیزی زدمو گفتم :اینم به اون در ،کریس کارش درسته ها:-)
سرشو اورد نزدیک ببینه چی میگم با خودم،وقتی عکسو دید سریع بلند شد و داد زد:کریسسسسسسسسسس.
تاعو هنزفریشو در اورد گفت:د بتمرگ سهون/:
کریس گفت:براوو تاعو،سهون جون تلافی کردن ایز مای استایلシ
سهون گفت:میکشمت وایسا حااا...
کمک راننده بلند شد گفت:لطفا بشینین آقایون سرو صدا نکنین
بعد یه عالمه مجله برداشت و اومد سمت ما،به همه یکی داد
مجله رو گرفتم و گفتم :ممنون
سهون ادای منو دراورد ترجیح دادم دردسر درست نکنم،صفحه اول مجله رو خوندم درمورد خوابگاه های مدرسه بود، مدرسه باحالی بود،چندتا ساختمون بود که خوابگاه بود،نوشته بود هرخوابگاه مخصوص دوگروهه،والبته تو این مدرسه دانش آموزای عادی هم هست که در رشته موسیقی درس میخونند.اه اییییشششششش من اصلا نمیخوام به خوانندگی ادامه بدم مدرسه ایکبیری.یهو احساس کردم سرم گیج میره،بازوی دست چپم میسوخت ،چشام سیاهی میرفت که یهو دیگه چیزی ندیدم.





طبقه بندی: رمان ستارگان عشق،

[ چهارشنبه 9 تیر 1395 ] [ 11:36 ب.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
بیست اسکریپت
وان اسکریپت
خانه اسکریپت

دریافت کد موزیک

ساخت كد آهنگ

Ss501 - Love Ya
مرجع کد آهنگ : هشت شنبه بازار