تبلیغات
رمان های کره ای - رمان ستارگان عشق
رمان ستارگان عشق
سلام دوستای گلم
وآجیای خوبم
خوبید
دوستان من میخوام تامدرسه هاشروع نشده این رمانو تموم کنم
شماهم لطفا بانظراتتون دلگرم وهمراهیم کنید
ممنون

به دنبال تاعو دوییدم.رفت سمت ساختمون اصلی،باتعجب بهش نگاه کردم._اممم تاعومگه ساختمون اصلی قفل نیس؟&اوه نه بیشتر بچه ها الان رفتن تواتاقای موسیقی و دارن آهنگ مینویسن_اوو،پس خوبه.سرشو به نشونه تایید تکون داد،در ساختمون اصلیو باز کرد،_توطبقه چندمه؟&به نظرمیادنقشه رو خوب نخوندی!
ـراستشوبخوای آره نخوندم&طبقه های بالایی کلا کلاسه اما طبقه اول کلا استودیو و اتاق موسیقی،اتاق موسیقیاش فوق العاده س.ـوایسا ببینم چه ربطی داشت توکه کارتو بهم نگفتی توقع داری من بدونم کجا کار داری.خندید و سرشوخاروند&ببخشید
ـخوب بابا.رفتیم انتهای سالن دنبال تاعو همینجوری میرفتم،یهو وایستاد و گفت:رسیدیم.به در بزرگ روب روم نگاه کردم نوشته بود:استیج.ـ استیج؟؟؟&اوهوم
درشو باز کرد و رفت تو،خیلی تاریک بود،گوشیمو دراورد و چراغشو روشن کردم.
&هیومین بیا روی یکی از این صندلیا بشین من برم چراغارو روشن کنم زودی میام
ـ باشه .رویکی از صندلیا نشستم،&شماره صندلیتو بگو؟_برای چی&بگو دیگه.ـ۳
&تا من میام از جات تکون نخور باشه؟ـباشه اما اشکالی نداره که تو ردیف اول نشستم&نه.تاعو رفت و درو بست،داشتم با گوشیم ور میرفتم که یهو یه نور روی استیج افتاد،یه پسر موزرد رواستیج بود.پشتش به من بود.باتعجب بهش نگاه کردم،که آهنگ پخش شد،با تعجب به دور و برم نگاه میکردم.پسره برگشت.یهو جا خوردم.این این کریسه!یه میکروفون دستش بود شروع کرد به خوندن.به چشام نگاه میکردو میخوند،یه آهنگ بود درمورد منننن!!!!!خیلی هیجان زده شده بودم،دستامو گذاشتم جلو دهنم.(هیومین عشق منی،هیومین توی قلب منی.هیومیییین قلبمو قبول میکنی؟عاشقتم هیومییین)دیگه فک کنم سکته کردم پس تواین مدت داشت برای من آهنگ مینوشت!که یهو وسط آهنگ یه عالمه گلبرگ گل سرخ ریخت رو سرم،ای تاعوی ذلیل مرده.دستمو اوردم پایین،آهنگش تموم شد،میکروفونو اورد پایین ولی هنوز داشت بهم نگاه میکرد.ازجام بلند شدم.از پله ها رفتم بالا و روبروش وایستادم.ـاین دیگه چه کاری بود؟&امممم دیوونه بازی.لبخند زدم،رفت سمت دستگاه اون گوشه یه سی دی از تپش دراورد و گذاشت تو کیفش،خودمو تکوندم پر از گلبرگ بودم،یه دسته گل اورد جلوم و گفت:بفرمایین خانوم،لبخند زدمو گرفتمش:وووای خیلی خوشگله ،یه جعبه کادوهم گرفت جلوم.با تعجب گفتم :این چیه؟&آهنگت_آهنگم؟&اوهوم .گرفتمشو گفتم:خیلی ممنون،واقعا هنوز دلیل کارتو نمیفهمم&فکر کردم دلیلمو تو آهنگ فهمیدی.احساس کردم لپام قرمز شده.&خوب حالا قرمز نشو.من وقتم تموم شده باید بریم_وقت چی؟&استیج رزو کرده بودم،بریم؟_آره. دسته گلو از دست سمت راستم گرفت و گذاشت رو جعبه ای که دست چپم بود.دستمو گرفت و باهم رفتیم بیرون.احساس خوبی داشتم از ساختمون اصلی اومدیم بیرون.جلو در وایستاد و گفت:من کار دارم تو برو خوابگاه.لبخند زدم و گفتم:باشه.دستمو از دستش کشیدم بیرون.رفتم سمت خوابگاه یهو کریس گفت:هیومین.برگشتمو گفتم:بله؟&یوآر،مای استایل
از نظر کریس این جمله خیلی ارزش داشت،خندیدم و برگشتم سمت خوابگاه.رفتم تو اتاقم و دسته گلمو گذاشتم یه گوشه،جعبه کادومو،گذاشتم تو کمد صورتیم.وااااای ازاین بهتر؟ پریدم بالا پایین و جیغ کشیدم:هوراااااااا یوهووووووو.صدای درزدن اومد،با خوشحالی رفتم جلو در،درو باز کردم.&خانوم پارک هیومین؟ـبله خودم هستم
&لطفا اینجارو امضاء کنید.ـچرا؟&شما یه هدیه دارید شخصی خواسته برای شما بیاریم.امضاء کردمو گفتم: بفرمایین.دوتا مرد با یه جعبه خیلی بزرگ اومدن تو جعبه خیلی خیلی بزرگ بود اندازه یخچال،با دهن باز نگاه کردم.یه مرد دیگه یه سبدگل خیلی قشنگ و بزرگ اورد دوبرابر دسته گل کریس بود،یه جعبه دیگه هم اورد اما اون کوچولو بود.تعزیم کردنو رفتن،همینجوری با تعجب نگاه کردم،توی سبد گل یه پاکت بود برش داشتم و بازش کردم یه نامه داخلش بود باز کردم و خوندم(برای عشقم قابلی نداره بزودی میام پیشت)هنگیده بودم چندبار خودمو نیشگون گرفتم آی دردم اومد.رفتم سمت جعبه بزرگ،قیچیو برداشتم و روبانشو قیچی کردم و با زور بازش کردم کلا جعبه جرواجر شده بود نگاه کردم یه عروسک خرسه واای خیلی خوشگله.لبخند زدم،وای قد این خرسه دومتره.البته وایستادهش!نشوندمش شد هم قد خودم،پریدمش بغلش واااای خیلی خوشگله و نرمه،به زور بلندش کردم و بردمش سمت تختم،تکه های جعبه رو از پنجره انداختم دورجعبه کوچولو رو باز کردم،یه گردبند نقره بود وااای خیلی نازه!!!اما کار کیه؟ کریس؟صدای در اومد!وای خودشه!!!! سبد گل و گذاشتم رو میز تحریرم گردنبندو انداختم تو کشوم رفتم و درو باز کردم.سهون بود با لبخند جلو در وایستاده بود.دیگه چشام داشت از حدقه میومد بیرون. &نمیخوای بزاری بیام تو؟رفتم کنار اومد تو درو بستم.&خوبه پس کادوهام بهت رسیده.ـتو تو اینا رو برای من خریدی&هوم خوشت اومد؟ـچرا؟&دلیلشو نمیدونی؟
رفت رو تختم نشستو گفت:اتاقتون خیلی بچگونه س.باز ضربان قلبم رفته بود روهزار.&چیه؟ـمن خونمون عروسک زیاد دارم&چون شبیه عروسکایی برات عروسک خریدم.رفتم و کنارش نشستم و گفتم:چی از من میخوای؟&خودتوـچرا من؟چرا منو دوس داری?&نمیدونم.سرمو انداختم پایین&هیومین میخوام یه سوال مهم ازت بپرسم.ـچی؟&باهام میمونی؟من دوست دارم،میخوام مال من باشی؟قلبمو قبول میکنی؟
تو چشماش نگاه کردم،باید چیکار کنم؟خودمم دوسش دارم،باهاش بمونم،منم حق شادیو دارم باید قبولش کنم.دهنمو باز کردم که بگم صدای باز شدن در اومد با تعجب به هم نگاه کردیم.هلش دادم پرت شد رو تخت.پتو رو کشیدم روش،و پرده دور تختو کشیدم.در باز شد جیون با خوشحالی اومد تو.چندتا چیز دستش بودجیغ کشید: هیومیییینننن.لبخند زدم:جیون&وای توراه رفتم خرید یه مغازه بود لباس زیراش عالی بود.آب دهنمو قورت دادم و گفتم:عه واقعا؟&اوهوم،۴ تا دست لباس شب گرفتم دوتا واسه تو خریدم بیا امتحانش کن.ـباشه برای بعد&نه الان_آخه نمیشه جیون&باشه پس بعدا بپوش من میپوشمو عکس میگیرم.ـجیون الان بیخیالش شو&چرا؟ بزار بعدا باهم میپوشیم&اوووف باشه.پس چیکارکنیم الان؟ـیکم استراحت کن من خوابم میاد تو هم خسته ای حتما!&اوهوم.چرا پرده دور تختتو کشیدی؟ـمیخواستم بخوابم لطفا پرده تختمو نکشیا راستش سردم میشه وقتی میخوابم&باشه عزیزم. رفتم روتخت پتو رو بلند کردم،سهون با لبخند نگام میکرد.دراز کشیدم و پتو رو انداختم رومون.صورتامون روبه هم بود چراغ گوشیمو روشن کردم.صورت خوشگلشو قشنگ میدیدم دستشو گذاشت رو بازوم.وقتش بود بهش بفهمونم دوسش دارم.خودمو بهش نزدیک کردم.لپشو بوس کردم.با هیجان بهم نگاه کرد.نور گوشیمو خاموش کرد اومد جلو و لباشو گذاشت رولبام✿✿✿



[ پنجشنبه 28 مرداد 1395 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
بیست اسکریپت
وان اسکریپت
خانه اسکریپت

دریافت کد موزیک

ساخت كد آهنگ

Ss501 - Love Ya
مرجع کد آهنگ : هشت شنبه بازار