تبلیغات
رمان های کره ای - فیک عشق عوضی پارت آخر
فیک عشق عوضی پارت آخر
سلام دوستای گلم اینم از پارت آخررمان عشق عوضی
دوستای عزیزم یه هشداردرمورد فیک ستارگان عاشق بدم که زمان باقی مونده 
۳۲روزه واین رمان ۶۲پارته پس همراهیم کنید تا تموم بشه

لوهان نزاشت امبر حرفشو کامل بزنه سریع دست شیو و تاعو رو کشید و اونا رو برد توی خوابگاه امبر با قیافه ی بهت زده پشت در بود "توی خوابگاه"لوهان :هییی پسرا تا این وقت شب کجا بودین؟صدای سهون از توی حال اومد:تنهایی رفته بودن کارای خوب خوب بکنن من میدونم. شیو با پاش یه لگد به کما سهون زد که باعث شد سهون از روی مبل بیوفته روی زمین سهون: رفته بودن کوه نوردی اشغالا رو جم کنن و به طبیعت کشو کمک کنن و مستر شیو این بار دومه که اشتباه کردییی منحرررف شیو حوصله ی بهس با سهون رونداشت واسه همینم رفت توی اتاقش و درو بست روی تختش دراز کشید و اروم اشک ریخت......

صبح با تکونای سهون از خواب بیدار شد. سهون:یاااا مگه داشتی خواب عشقتو میدیدی که اینقد غرق خواب شدی با شنیدن این حرف شیو سریع از خواب پرید و یقه ی سهون رو گرفت: اون منو.... نمی خواد گرفتی؟سهون بلند خندید:ههههههه یااا خونسرد باش اون اینو واست فرستاد و یه کاغذ به شیو داد شیو یقه ی سهون رو ول کرد و کاغذ رو باز کرد سریع خوندش و بعدش یه جیغ بلند کشید و بعد سهونو بقل کرد و دوباره پایین نامه رو خوند و سریع رفت پایین هنینجور که ازپله ها پایین میرفت توی ذهنش نامه رو مرور کرد ☆شیو لطفا بیا بریم بیرون خواهش میکنم.می خوام با هم حرف بزنیم ازت من علاقه ی خاستی بهت پیدا کردم... تاعو

شیو بعد از رفتن سهون کمد رو دوباره باز کرد یه رکابی تنگ مشکی در اورد و پوشید و روش یه جلیقه ی سبز لجنی پوشید و و یه شلوار لی که جلوش یه کم پاره پوره بود پوشید و موهاشو با ژل بالا زد و با ادکلن دوش گرفت و. یه کفش اسپرت مشکی با بندای فسفری پوشید رفت بیرون دم در سهونو دید سهون بهش داد و شیو برگشت توی اتاقش و خط چشم و برق لب رو زد و رفت بیرون و دادشون به سهون سهون:اوف جوووووون خوش به حال تاعو عجب چیزی توریده (همون تور کرده)شیو:وقت ندارم لهت کنم پس خودت شوت شو اتاقت سهون:بیا این کلید همون ماشینه دیروزه شیو به سهون نگاه کرد و گفت: همه میگن نه تو میگی اره؟سهون:یااا برو تا نامزدت نرفته شیو پله هارو دوتا یکی رفت پایین و رسید به حیاط و تاعو رو دید دستشو گرفت و برد سمت ماشین 

رفتن سمت ماشسن و شیو قفلشو زد در باز شد و هردو سوار شدن تاعو:میدونی چرا گفتم بیای حرف بزنیم؟شیو با اضطراب گفت:خووب...اهمم....راستش.... قبول کردی ؟ تاعو: جاست لاو می رایت؟شیو دست تاعو رو برداشت و نزدیک لبش کرد تاعو جیغ خفیفی کشید گفت: اهایی اقایه راننده هواست به جلوت باشه شیو اخم مصنوعی کرد به جلوش نگاه کردتاعو و خواست گونشو ببوسه که شیو پیشدستی کرد و لبهشو گزاشت رویه لبایه تاعو تاعو میخواست عقب بره ولی شیو لب پایینشو گاز گرفت و نگه داشت اونا تویه چشمایه هم نگاه کردن 
تاعو تویه چشمایه شیو التماس خاصی دید و جلو رفت ایندفه اون شیو رو میبوسید........................ شیو چشماشو باز کرد تاعو رو دید که رویه تخت جفتیش خوابیده 
همون موقه یه دختر با لباس رو پوش پرستاری اومد و یه امپول رو تویه سرم شیو خالی کرد شیو از دختره پرسید که چرا اونجاست و دختره با عشوه گفت:شاید من تصادف کردم ؟و بعد از مدتی یه دختره دیگه اومد و جیغ بلندی کشیدو گفت:واای پسرایه اکسو. شیو پتو رو رویه سرش کشید دختره هم رفت و پتو رو از رویه سره شیو کشید گفت: هیونگ اوپا سهون کجاست؟اون سالمه؟خواهش میکنم بهش بگید عاشقشم شیو عصبانی دختر رو کنار زد تاعو رو رویه دوتا دستش بلند کرد و رفت بیرون.و سوار ماشین شدو تاعو رو هم نشست صندلی پشتی شیو تا ماشین رو روشن کرد تاعو پرید رویه صندلی جلو شیو با تعجب به تاعو نگاه میکرد. و تند تند پلک میزد و بعد تاعو چشماشومالیدوگفت:برایه چی اونجا بودیم؟شیو ؛چون تصادف کردیم تاعو:تصادف؟چرا؟شیو:چون پشت فرمون و ماشین درحال حرکت به جون هم افتاده بودیم شیو درحال حرف زدن سعی میکرد خندشو نگه داره تاعوچشاش گرد شدو و اونم خندش گرفت شیو:دارم ازت میترسم چون دیگه خجالت نمیکشی تاعو اومد جلو و بوسه ی خیلی کوتاهی به لبایه شیو زد وگفت:مگه بده شیو قهقه ای زد و گفت نههو بعد ماشین رو روشن کرد و حرکت.کرد تاعو فلشش رو در اورد و گزاشت تویه دستگاه ..............................تویه خوابگاه شیو رویه تخت دراز کشیده بود و به اونروزش فکر میکرد که لایه در باز شد و لوهان سرشو اورد تو و گفت اجازه هست شیو با لبخند رویه تخت نشست و به لوهان اشاره کرد که بیاد تو لوهان نشست رویه تخت و گفت تنهایی چطوره؟شیو:ااا پس من امروز با کی بیرون بودم ؟ لوهان:بیاببین شیو با بُهت رفت بیرون و دید تاعو سرشو گزاشته رویه پایه کریس و رویه کاناپه دراز کشیده سوهو اهمی کرد و شروع کرد: منو کریس امروز داشتیم شوخی میکردیم وگرنه کله امروز گلکسی نگران اومدن شماها بود شیو هم اهمی کرد و گفت خیلی بی مزه بودااا همه از رفتار شیو تعجب کردن در واقع هیچ کس انتظار این عکس و العمل رو از شیو انتظار نداشت شیو:تاعو اونموقع خیلی ناراحت و گرفته بود منم میخواستم خیالش رو از بابت اهم اهمم راحت کنم با این حرف همه به خصوص تاعو تویه شک رفته بودن که سهون با صدایه تو دماغی گفت:اههه اخه چرا؟؟ من همه رو اماده کرده بودم شیو بعد از حرف سهون لبخند کجی تهویلش داد تاعو تویه ذهنش هنوز باورش نمی شد که شیو و کاراش همشون مصنوعی بوده باشه شیو خمیازه کشید و شب بخیر گفت و رفت تویه اتاقش و چراغ رو خاموش کرد و سرشو گزاشت رویه بالشت و اشکاش سرازیر شد و اروم زمزمه کرد: من هنوز عاشقتم حتی اگه تو نخوای 

پایان 



[ سه شنبه 2 شهریور 1395 ] [ 09:26 ب.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
بیست اسکریپت
وان اسکریپت
خانه اسکریپت

دریافت کد موزیک

ساخت كد آهنگ

Ss501 - Love Ya
مرجع کد آهنگ : هشت شنبه بازار