تبلیغات
رمان های کره ای - رمان ستارگان عشق
رمان ستارگان عشق
آنیا دوستان 
این پارتو به خاطر آجی فری گلم طولانی گذاشتماااا
خب بفرمایید تاداغه صرف شود

همه بچه ها جیغ میکشیدن و دست میزدن.سهون:اولالا،هیومین تو چیزی داری بخونیم هیچی تو ذهنت نیس._اممم اتفاقا داشتم رویه آهنگ کار میکردم خوب باهم میخونیمش.&وای دختر تو فوق العاده ای.دوباره لپام سرخ شد._راستش من کار دارم بعدا بهت زنگ میزنم&اوه باشه.بلند شدم و رفتم تو خوابگاه در اتاقو باز کردم دیدم کل اتاق بهم ریخته کل بالشاافتاده رو زمین.دروبستم دیدم جیون یه بالش بغلشه و داره میچرخه و خوشحاله._اینجا چخبره؟&واااای هیومین فک کنم عاشق شدم_اینو خودم میدونم که جی بیو دوس داری سر رویای بلند عاشقش شدی&آه نه جی بیو نمیخوام،درسته که واقعا عاشقش شدم ولی ولی اون یه عشق واقعی نبود.من کای رو دوست دارم._چیییی؟!&اخلاقشو دوس دارم خیلی خوب میرقصه.فک کن از ۸ سالگی میرقصیده.با اینکه فنهای اکسو خیلی بدجلوه دادنش ولی واقعا پسر خوبیه_ما دخترا چمون شده؟&اون بهم گفت که بیا قرار بزاریم منم قبول کردم بهم گفت پوست خیلی خوبی داری وااای خیلی جذابه_جیوووون!&چیه خودت شاه اکسورو شکار کردی اوه سهون خیلی برات کمه؟سهون که خیلی جذابتره واقعا خوشبحالت_باشه باهاش قرار بزار&اونی برات سخت نیس؟یادته رواستیج برای رولی پولی، لی جانگ وو بوسیدتت؟بعد یه مدت ولت کرداون دوران خیلی برات سخت بود_یادمه&بازمیخوای با سهون قرار بزاری_اوهوم.چندتا برگه از توکمد برداشتمو انداختم تو کیفم._جیون من میرم اتاق موسیقی کار دارم باید برم آهنگ بسازم.&باشه
✬کریس✬
در اتاقمو باز کردم.دیدم هیومین دروبازکردبهش نگاه کردم تعظیم کرد و رفت بیرون.تاعو اومد جلومو با عصبانیت گفت:کریس وو باهات کار دارم_بیاتو،براش قهوه اوردم و گذاشتم رومیز.رو مبل نشستمو گفتم:چیشده؟&داری چیکار میکنی؟_خوب الان نشستم دیگه&من الان کاملا جدیم چرا به هیومین نگفت ی_چیو؟&که دوسش داری.سرمو انداختم پایین:موضوعو عوض کنیم_کرییییس وو تو اون همه زحمت کشیدی به خاطر اون دختر آهنگ ساختی_فراموشش کن&من تورومیشناسم کریس.میتونم الان آتیشی که تودلته رو حس کنم._بس کن&به راحتی سپردیش به سهون.به خاطر اون غرورتو گذاشتی کناااااار حالا،حالا میخوای ولش کنی بره.داد زدم:چیکااار کنم؟ هااان؟اون منو دوست ندااره.نمیخوام اضافی باشم.آره دوسش دارم،خیلی بی جنبه بودم که سر یه شرط احمقانه عاشقش شدم.خوب که چی؟به سهون چی بگم؟نمیتونم نمیتونم غرورمو بزارم کنار.تاعو با ناراحتی گفت:کریس!_از بچگی من همین بودم من یه آدم ترسوام.خودمو زیرغرور بی خودم قایم کردم.میترسم ولم کنه،اگه ولم کنه با قلبم چیکار کنم؟ از جام بلند شدم و وایستادم بغض گلومو گرفته بود.تاعو اومد و بغلم کرد&پسرک دیوونه،پسرک احمق_حتی غرورم اجازه نمیده گریه کنم.خودمو از تاعو جدا کردم چشماش پر از اشک بود.&من دیگه میرم.دراتاقو باز کردو رفت؛فنجونو برداشتم و پرتش کردم سمت دیوار.اجازه دادم اشکام بریزه...
☆هیومین☆
خیلی سخت مشغول کارای آهنگ بودم دیگه صدای پیانو داشت آزارم میداد اوووف یکم مونده تا متنش تموم شه.به ساعت نگاه کردم وای ۸شبه!اگه دوساعت دیرتر برم بدبخت میشم!کل برگه هامو ریختم توکیفم و در اتاق موسیقیو بستم.بدوبدو از سالن اصلی اومدم بیرون و رفتم سمت خوابگاه.دراتاقمو بازکردم و پریدم تو.جیون رو زمین نشسته بود و یه عالمه برگه دور و برش بود.معلوم بود مثل من آشفته س._سلام&اوه سلام اونی_داری چیکار میکنی؟&مشغول نوشتن آهنگم شام اومدی تالار؟_نه خیلی گشنمه&کجا بودی؟سهون که پیش کای بود._اتاق موسیقی از ظهرتاحالا دارم روآهنگ کار میکنم انگشتام درد گرفته&پس خبرونشنیدی.وسایلمو گذاشتم رومیز تحریر _کدوم خبر&ب نظرتوچرا داریم تانگو
یادمیگیریم؟کتمو دراوردم و انداختمش توکمد_محض خنده&بعداز اینکه رواستیج اجرا کردیم قراره یه پارتی بگیرن_عالیه دلم پارتی میخواد و مشروب.&اووف یه مهمونی محترمانه،لباستم باید پرنسسی باشه قراره باله برقصیم وای رقص کای بی نظیره مخصوصا باله._اما جدی این ربطی به تانگو نداشت اوه ولش کن من گشنمه دلم قار وقور میکنه.&توآشپزخونه رامن هست برو بردار._کی حوصله داره الان از اتاق بره بیرون&پس از گشنگی بمیر_بدجنس.موهامو باز کردم و میخواستم برم بیرون که جیون گفت:هیومین_هوم؟&اینجوری میخوای بری بیرون؟_چیه مگه&خودتوببین_اینموقع شب که کسی نیس میرم زودی میام&آخه تو بایه تاپ بندی و دامن کوتاه یه وجب بالای زانوت که تازه تاپتم پولکیه قرمزه و براق و دامنتم مشکی که بسیار بسیارکوتاهه،خجالت نمیکشی؟_خوب خودت برام رامن بیار&آه ولش کن بروفقط مواظب باش یه پسرنبینتتا مخصوصا سهون آخه خیلی جذاب شدی با این لباسا ممکنه.._جیووووووون.خندیدوگفت:باشه باشه.درو باز کردم هیچ خبری نبود.خیلی آروم از کنار درشیشه ای رد شدم و در آشپزخونه رو بازکردم کسی نبود لامپو روشن کردم و کابینتاروگشتم و رامن پیدا کردم...
▼سهون▲
تو اتاق کای و سوهو بودم کنار کای نشسته بودم و تلویزیون نگاه میکردم،کای سرش توگوشیش بود دهنمو کج کردم و گفتم:چیکارمیکنی؟&آه با جیون چت میکنم_سوهو که اونجا داره درس میخونه تو سرت توگوشیته آه برم تو اتاق خودم بهتره&خوبرو پیش دوس دخیت_ناراحت نمیشی؟ تو اتاق دوس دخیه من دوس دخیه تو هم هستا&دوس دخیت توآشپزخونه س_توازکجا میدونی؟&جیون گفت._آه خیلی ممنون.از شراب گیلاس هم خیلی خوشم اومد&سهون_هان؟&توکه مستی الان یکم زیادی خوردی بزار بعدا برو_کجای من مسته؟&خوددانی.دروباز کردم و از اتاق اومدم بیرون. رفتم سمت آشپزخونه درش نیمه باز بود.یواشکی نگاه کردم،داشت رامن درست میکرد.رامنش آماده شد ریخت توظرف اومد سمت در دروباز کرد و منو دید ترسید و جیغ کشید_هیییش&اوه سهون!_امممم به به چه رامن خوشمزه ای&بهت نمیدم بروکنار.خودمو کشیدم کنار.میخواست بره اتاقش_هیومین.وایستادوگفت:چیه؟_بیشتربمون دوریت برام سخته.
♡هیومین☆
آخه الان چه موقعی بود که ببینمت،کاش به حرف جیون گوش میدادم.وای خدا برگشتمو رفتم سمت آشپزخونه.با خوشحالی اومد تو آشپزخونه و دروبست.نشستیم رو صندلی ظرفو گذاشتم رو میز و شروع کردم به خوردن.همش بهم نگاه میکرد.صدای گوشیم دراومد.گوشیمو برداشتم،جیون پیام داده بود:هیومین.سهون پیشته؟کای بهم گفت هیومین کجاس،منم گفتم که توآشپزخونه ای،نگوکه سهون پیشش بوده.کای گفت که سهون مسته زیادی شراب خورده.با اون تیپ تو دیگه واویلا.)غذا توگلوم گیر کرد.به سهون نگاه کردم.از اول که من دارم غذا میخورم بهم زل زده.اشتهام کور شد.بلند شدم و گفتم:آه خوب من دیگه میرم فردا میبینمت خدافظ.ازجاش بلند شد و گفت:بیا باهم بریم_آه نه توهمینجا خوش باش من میرم&من به خاطر تو اینجام.لبخند زدم و از در رفتم بیرون.دنبالم اومد داشتم میرفتم سمت اتاقم که دستمو گرفت و کشید چسبیدم به دیوار.&هیومین امشبو پیشم بمون.چشماش خمار بود،نمیتونستم قبول کنم.قلبم تند تند میزد،آب دهنمو قورت دادم.صورتش نزدیک صورتم بود،دست راستم تو دستش بود.دست چپم خیلی آروم اوردم بالا اومدم که صورتشو هل بدم که دستمو چسبوند به دیوار._سهون ببین..&هیومین دیگه طاقت ندارم نمیتونم جلوی خودمو بگیرم_سهون خواهش میکنم ببین اینجا سالنه اگه بچه ها ببینن خیلی بده&بیا بریم_س..سه..هون&خیلی دوست دارم_خواهش میکنم بس کن الان خیلی وقت خوبی نیس.چشاشو بست و لباشو اورد جلو.وای خدا اصلا نمیتونستم تکون بخورم_سهون سهون!!!خواهش میکنم.)انگار هیچ چاره ای نیس،با اینکه خودم با تمام وجود میخواستمش ولی الان وقت و مکان مناسبی نیس.چشامو محکم بستم.احساس کردم سهون ازم جدا شده چشامو باز کردم.وااای خدای من!دیگه نزدیک بود سکته کنم



◈کریس◈
یکم هوایی تازه حالمو بهتر کرد.در شیشه ایو باز کردم که برم اتاقم دیدم هیومین داره التماس میکنه که سهون ولش کنه.سریع سهونو کشیدم کنار.هیومین با چشمای گرد شده نگام کرد،به تیپش نگاه کردم،یه تاپ بندی پولکی قرمز و یه دامن کوتاه مشکی.معلوم بود خیلی شرمنده شده بدو بدو رفت سمت اتاقش.دست سهونومحکم گرفته بودم.
_هیچ معلوم هست داری چیکار میکنی؟اگه یکی غیر من میدید چیکار میکردی؟&کریس حالم خوب نیس.سرشو گذاشت رو شونه م.با خودم بردمش سمت اتاقمون.درو باز کردم و انداختمش رو تختش._هی سهون،حالت خوبه؟&نه_چیشده مگه؟&تقصیره کایه_کای چیکار کرده مگه&بهم مشروب داده_دیوونه.لامپو خاموش کردم و خوابیدم.
❊هیومین❊
بدبختی از این بهتر؟ای خدااآبروم رفت.در اتاقو باز کردمو پریدم توش.جیون سریع اومد جلوم:چیشده اونی چرا رنگت پریده؟.از جلو در رفتم کنار و درونیمه باز کردم.جیون کله شو چسبوند به در.بعد چند ثانیه .سریع دروبست و دستمو کشید.&هیومین،سهون خیلی حالش بده_جیون میکشمت آخه چرا به کای گفتی اصلا به ذهنت نرسید اون با من چیکار داره؟&راستش اومد اتاقمون خواست ببینه تنهام یا نه.بامن کار داشت.زدم به بازوش&آآای_کوفت بگیری دیوونه کریس نجاتم داد آبروم پیشش رفت وای خدای من.&واقعا؟سهون مگه چیکارت کرد؟نگو تو آشپزخونه..._نهههه منو چسبوند به دیوار سالن میخواست منو ببوسه ولی نگو کریس تو بالکن بوده اومد و سهونو کشید کنار.&من اگه جای تو بودم دیوانه وار میبوسیدمش_توسالن؟&اینم حرفیه بیخیال بیا بخوابیم.///
وااای خیلی سرده.رو یونیفرم مدرسه یه پالتو پوشیده بودم کلاهم گذاشته بودم سرم بعلاوه ساپورت.خیلی خیلی سرده.وای همش عطسه میکردم.۱۰۰تا دستمال کاغذی تو جیبام بود.رفتم سمت ساختمون اصلی.سهون جلو در وایستاده بود کلاهمو کشیدم پایین تر و شال گردنمو دادم بالاتر.از کنارش خیلی آروم رد شدم و رفتم تو.&هیومین.توجهی نکردم و رفتم سمت پله ها پشت سرم اومد و گفت:از بوی عطرت میشناسمت.عــــتچه'&خوبی؟_نه سرما خوردم عـــتچه._متن آهنگ آماده س.امرووز میریم اتاق موسیقی&باشه عــــتچه.&حالت خیلی بده؟_نه من خوو...خو عــــــتچه
بدو بدو از پله ها رفتم بالا.///
-یک ماه بعد-
ای جوووووونم دلم برای استیج تنگیده،این یه ماه برام خیلی سخت بود،از آزار اذیتای جسیکا بگذریم،سهون هم دیگه بهم نزدیک نشد و من خیلی خوشحالم.دفترچه عزیزم برام دعا کن که موفق باشم.با عشق فراوان هیومین.)&لطفا دست راستتونم بدین تا لاک بزنم_آه باشه.وای حس خیلی خوبی دارم ۳ نفر الان دارن رو من کار میکنن.یکی ناخونامو لاک میزنه اون یکی آرایشم میکنه و اون یکی موهامو درست میکنه.وای از این بهتر؟ $خانوم کار صورتتون تموم شد%موهاشونم تموم شد واقعا خوشگل شدین_وای ممنونم شما کارتون عالیه.بلند شدم و یه چرخی زدم.ایون جونگ:واو عالی شدی جیون:شماهم مثل ما میخواین دونفره برقصین؟_اوهوم سویون:من میخوام فقط گیتار بزنم کیوری:وای بکهیون خیلی بامزس ما قراره هیپ هاپ برقصیم_عالیه تیپتم فوق العادس کیوری کیوری:ممنون تو هم خیلی خوشگل شدی! زیییییییییینگ_وااای وقت استیج شروع شد بدویین بریم.از اتاق گریم اومدم بیرون و بدو بدو از طبقه چهارم تا طبقه اول دوییدم.امروز خیلی شلوغ بود.هزارتا خبرنگار و عکاس تو سالن بودن.با زحمت خودمو رسوندم به استیج.یاد اونروزی که تاعو منو اورد اینجا افتادم.اون آهنگی که کریس برام خوند.لبخند زدم اومدم درو باز کنم که گوشیم زنگ خورد._بله؟ سهون:هیومین کجایی؟_روبروی در استیج&سریع بیا برات جا گرفتم._ردیف چندم؟&ردیف اول_اوکی اومدم. سریع رفتم و کنار سهون نشستم سویون و دی او اومدن روصحنه.سهون:خوشگل شدی._ممنون سهون:یه چیزیو میدونی من هیچوقت با دختری رابطه برقرار نمیکردم چون میترسیدم_از چی؟&از اینکه مثل فیلما یه مانعی بین عاشقا به وجود بیاد،میترسیدم عشقم از دستم بره ولی ب نظر من این عشق خیلی شیرینه._سهون میخوام اجرای دوستمو ببینم.&جذاب نشدم؟_نه بانمک شدی&من دوست ندارم بهم بگن بامزه دوس دارم بهم بگن خوشتیپ_بروبابایا
سویون شروع کرد به خوندن و رقصیدن.ای کثافت گفته بود که گیتار میزنه.هااییش حالشو میگیرم،گوشیمو از تو کیفم در اوردم و چک کردم نوبت ما کی میرسه.بعد اینا جسی و کریس بعد لوهان و بورام بعد اونا ماییم.آهنگ لطیف و آرامش بخشی بود،داورا نشسته بودن و نگاه میکردن بعضی مواقع هم چیزی رو کاغذ مینوشتن.بهشون امتیاز ۵\۹ از ۱۰ رو دادن.جسی و کریس پا شدن و رفتن بالای صحنه.رقص تانگو رفتن ایولاا آهنگ با حالی بود،کریس خیلی جذاب بود،جسیکا با هزارتا ناز و عشوه رقصید ولی آهنگشون فوق العاده بود.بورام اومد جلوم و گفت:اونی خواهش میکنم کمکم کن_چیشده؟&اوووف لوهان لباسش پاره شده الان داره لباسشو میدوزه خواهش میکنم نوبتتونو با ما عوض کنید.سهون:باشه،بریم هیومین.بلند شدم و رفتم پشت صحنه.چندتا گریمور اومدن و صورتمو درست کردن.امتیاز کریس و جسی اعلام شد.وای خدای من ۹ شدن.به خاطر اینکه زیاد با احساس نبودن ۱۰ نگرفتن،بعد دودقیقه رفتیم رو استیج همه جا تاریک بود.شروع کردم به خوندن یه نور افتاد روم مثل باربی شروع کردم به رقصیدن باله.همه جا روشن شد سهون شروع کرد به خوندن و اومد سمتم.با چندتا چرخ رفتم سمتش.باهم رقصیدیم و خوندیم.نمیتونستیم چشم از چشمای عاشق هم برداریم.من یه دیوونه م که عاشق تو شدم بیا و عاشقم باش.دیوانه وار دوست دارم هوهووووو.آهنگ تموم شد.با استرس به داورا نگاه کردم.همه شروع کردن به دست زدن و جیغ کشیدن.داورا:(عالی بود شما ۱۰ میگیرین،موسیقی بر سه اساسه احساس،معنی و مفهوم آهنگ و رقص&احساس مهمتره عالی بود)همه دوباره دست زدن،پریدم بغل سهون.خود سهون جا خورد.دیگه از این بهتر؟واای عالیه/////
به لباس سفید بلندم نگاه کردم،ـجیون واقعا لباسم خوبه؟ احساس میکنم عروس شدم&عالی شدی _وای حالا حتما باید باله برقصیم؟&من خیلی پاهام درد میکنه._حق داری حالا حتما باید بالاترین سطح باله رو میرقصیدین&خوب خواستم کم نیارم_هاایش&بریم دیگه پرنسس،شاهزاده سهون منتظره ببینتت غش میکنه_جیون&چیه؟ پریدم بغلش _خیلی دوست دارم&منم.در تالارو باز کردن واو چقدر تغییر کرده.اونشب خیلی تاریک بود.جیون درگوشم گفت:میدونستی پدر و مادراهم اومدن؟_نگو که من اونروز نیومدم سالن غذاخوری اینو گفتن&دقیقا با چشمام دنبال پدر و مادرم گشتن.دیدمشون اما جسیکا روبروشون وایستاده بود و باهاشون حرف میزد._جیون من میام.با عصبانیت رفتم سمتشون.جسیکا لبخند زد:اوه هیومین جونم اومد واای خیلی خوشگل شدی!_ممنون عزیزم&من واقعا خیلی با هیومین صمیمیم واقعا دلم میخواست پدرومادرشونو ببینم.بابا:لطف کردی دخترم خیلی ممنون.جسی:من دیگه میرم.بعدا میبینمت اونی.)کاش واقعا انقدر باهام مهربون بود،باهمه خیلی مهربونه اما با من نه هعی._مامان بابا خوبین؟مامان:وای دخترم خیلی خوشگل شدی با اوه سهون قرار میزاری دختر بد_ماماان! بابا:خوبم کارات خوب پیش میره؟_آره بابا:چرا دوستت از من شماره گرفته؟_هان؟ بابا:جسیکا رو میگم_چی؟؟؟؟



[ چهارشنبه 10 شهریور 1395 ] [ 10:42 ق.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
بیست اسکریپت
وان اسکریپت
خانه اسکریپت

دریافت کد موزیک

ساخت كد آهنگ

Ss501 - Love Ya
مرجع کد آهنگ : هشت شنبه بازار