تبلیغات
رمان های کره ای - ستارگان عاشق
ستارگان عاشق
سلام دوستای گلم من اومدم وبمو یه دست ورویی بکشم تار عنکبوت بسته که
میخواستم این پارتو توی تعطیلات عید بزارم ولی دلم نیومد راسی یه رمان جدیدم دارم شروع میکنم به نوشتن ولی انگار قلممو دوست ندارید که دیگه
به وب سر نمیزنید بفرمایید قسمت سرنوشت ساز
عکس و تصویر سلاممممممم از این به بعد تند تند میزارم شرمنده م ناراحتتون کردم بفرمایین ◇ستارگان عاشق☆ ...

♡ته یون◇
سرم تو گوشیم بود سویونگ هدفون زده بود و میرقصید.جسیکا هم امشب اومده بود اتاقمون و داشت تلویزیون نگاه میکرد.همینطوری که تو عکسام میچرخیدم عکس بکهیون و خودمو دیدم.آه خیلی برام سخته که ازش جدا شدم.گوشیمو گذاشتم رومیز و رفتم سمت قفسه کتابام رو میز تحریر اون کتابایی که سوهو میخواست رو دیدم.لبخند زدم.صدای در اتاق اومد.سویونگ چشاشو بسته بود و میرقصید.اصلا متوجه نشده بود،جسیکا دروباز کرد.یهو پرت شد اونور سوهو با ست ورزشی طوسی اومد تو.جسی:آآآآآآآی.سوهو واستاد و به سویونگ نگاه کرد.مداد رومیز رو برداشتم و پرت کردم سمت سویونگ.مداد خورد به کلش.هدفونشو در اورد و داد زد:هی!!با چشام به سوهو اشاره کردم.سویونگ وحشت زده داد زد:اینجا چه خبره؟سوهو اومد سمت من_مشکلی پیش اومده آقای کیم؟&اون کتابا_شرمنده م.کتابا رو از رو میز برداشتم و بغلشون کردم.&حداقل اسمش_نه&بگو برم بخرمشون_آآآآ نوووچ&ازت میخرمشون_نههه میخوای پولتو به رخ من بکشی؟&پس بده بخونمشون_اصلا هیچ راهی نداره.جسیکا و سویونگ هردوتاشون به ما دوتا نگاه میکردنو میخندیدن.&هیچ راهی؟_نیوچ&۲ راه برای پیروزی هست.۱مذاکره۲زور.مورد اول حذف شد،پس مورد دومو امتحان میکنیم.جسیکا داشت دیوارو گاز میگرفت و سویونگ نشسته بود زمین و از دلش گرفته بود._موافق نیستم&دلبخواهی نیس.اومد سمتم.دوییدم رفتم پشت جسیکا.جسی:نه نه من هنوز سرم درد میکنه.آفرین اونی ته یون بده بهش بره.سویونگ دویید و رفت رو میز تحریر نشست.جسیکا هم دویید کنار سویونگ نشست.ایییش.سوهو اومد سمتم.سریع دوییدم سمت چپش اومد جلوم وایستاد.آروم آروم رفتم سمت عقب.دستمو محکم گرفت اومد کتابو از لای دستم دربیاره.خودمو کشیدم عقب.بـــنگ خوردم زمین.یه چیزی هم رو من بود خیلی دردم گرفت.انگار چیزی رو لبم بود.چشامو باز کردم.چندثانیه به چشای سوهو نگاه کردم.سریع از روم بلند شد و کتابارو از رو سینه م برداشت و بدو بدو از اتاق رفت بیرون.نفس نفس میزدم سویونگ تند تند عکس میگرفت.جسیکا میخندید.از جام بلند شدم._چیه؟؟جسی:یه بوسه مجانی حال داد؟سویونگ:مگه بوسه پولیه؟جسی:اوه سوتی دادم.ساپورتمو زدم بالا زانوم قرمز شده بود.جسی اومد سمتم و گفت:حالت خوبه عزیزم؟_امم بدنیستم.سویونگ:بایدم خوب باشی. گوشیشو برگردوند سمتم:من جای تو بودم پرواز میکردم.مگه نه جسی؟جسیکا:از لحاظ مودب بودنش و پولدار بودنش خوبه.سویونگ:قیافشم خوبه تازه از پس ۱۱ نفر شیطون بلا هم برمیاد.اونی ته یون بهتره تورش کنی منفعت زیادی داره_بروبابا.جسی:راس میگه ها.از جام بلند شدم:جسی و سویونگ میزنم میکش...صدای starnewsاومد،جسی:هیییس!رومو برگردوندم. مجری:با سلام خدمت شما مردم کره.۳ ماه میشه که گروه های کی پاپ به مدرسه موسیقی ستاره درخشان رفتن و چندی پیش آلبوم جدیدشونو بیرون دادن.واقعا عالیه.اما خبرات زیادی هم درمورد ستاره ها پخش شده.توسط دانش آموزای عادی مدرسه ی ستاره درخشان.واقعا ستاره های کی پاپ زندگی جنجالی دارن.امروز یک خبر شوک آور کی پاپ رو منفجر کرد.پارک هیومین از گروه تی آرا امروز خودکشی کرده و الان تو یکی از بیمارستانهای سئول بستریه.واقعا دلیل این خودکشی چیه؟ما چندروز پیش خبر رسمی شدن رابطه اوه سهون و پارک هیومینو شنیدیم!وپارک هیومین رو رگ دست چپش با چاقو اول اسم سهون یعنیs رو نوشته.و حال هیومین خیلی بده،نبضش ضعیفه و بیهوشه،لطفا براش دعا کنید...
سویونگ:باورم نمیشه_هیومین!جسیکا سریع رفت بیرون._جسیکا جسیکا!سویونگ:جدیدا اوضاع خیلی خطرناک نشده؟الی از یوکیس هم قراره تو تابستون پدر بشه.آه خدایا باید مراقب خودم باشم._جسیکا زیاد مشکوک نیس؟&چطور مگه؟_زیادی دور بر سهون نیس؟&آه آره&نکنه خودکشی هیومین به اون ربط داشته باشه؟&ایییش وللش من برم اتاق رقص اینجا خیلی جو بده._مراقب خودت باش._چشم!
☆هیومین☆
چشامو آروم باز کردم.فقط یه دیوار سفیدو میدیدم.به دور و برم نگاه کردم.سهون دستمو گرفته بود و سرشو رو تخت گذاشته بود و خواب بود.یاد اون خوابی که دیدم افتادم.من مجبورم با شی وون نامزد کنم.به دستم نگاه کردم.باند پیچی شده بود.میخواستم بلند شمو فرار کنم اما سرم نمیزاشت.سهون از خواب بیدار شد.&هیومین!بیدار شدی.رومو برگردوندم.بغض گلومو گرفت,&هیومین خوبی؟_فقط تنهام بزار.خواهش میکنم&چیزی شده؟_نه برو ب پدرم بگو بیاد.&چشم الان میام._اوه سهون.برگشتمو بهش نگاه کردم.&جانم؟_دیگه....برنگرد اینجا.&چی؟_به پدرم بگو بیاد ولی خودت نیا اینجا.بعدا میبینمت.معلوم بود از لحن سردم تعجب کرده.سریع رفت بیرون.بعد چند مین بابام اومد.$هیومین دخترم خوب.._من تصمیمو گرفتم.من با شی وون ازدواج میکنم$تصمیم عاقلانه ایه_اما پدر در عوضش هیچوقت هیچوقت شمارو نمیبخشم.دیگه توقع نداشته باشین اون هیومین قبلی باشم.اون هیومین مرد.&تو الان زنده ای و ما از خدا سپاسگزاریم پس.._نه من زنده نیستم.احساسات من مرده.روحم از جسمم رفته بیرون.فقط یه جسم، آدم زنده ایه؟من مرده م.شما منو کشتین...دخترتونو کشتین.$ببین هیومین.._لطفا برین بیرون.$دختر..جیغ کشیدم.پرستارا سریع اومدن تو و پدرمو بردن.فقط جیغ میکشیدم و گریه میکردم.چندتا آمپول بهم زدن،کم کم کل بدنم بی حس شد و از حال رفتم

سویونگ
این دیگه چه وعضشه؟همه اتاقای رقص پر بود.یدونه اتاق مونده بود،بازش کردم.چراغش خاموش بود،لبخند زدمو سریع پریدم توش و درو قفل کردم.لامپو روشن کردم،که یهو صدای سرفه یکی اومد،سریع برگشتم و بهش نگاه کردم.اون گوشه سالن چانیول نشسته بود و یه گوشی دستش بود،با چندتا برگه.چانی:چیکار میکنی؟_یاحضرت گپسانگ تو اینجا چیکار میکنی؟&نشستم دیگه_راستش همه اتاقا پربود،توهم که نمیرقصی پس میشه بری بیرون؟گوشیشو گذاشت زمین&کی میگه نمیرقصم.به گوشی نگاه کردم روی قابش نوشته بود کای.لبخند زدمو گفتم.اون گوشی مال توعه؟&اوهوم_علاقه شدیدی به کای داری؟&هوم؟_آخه قاب گوشیت شبیه قاب گوشی کایه،تازه پشتشم نوشته کای.&چوی سویونگ این گوشی ماله منه نه کای.یهو صدای زنگ یه گوشی دراومد،چانیول سرخ شد.یه گوشی رو از جیبش در اورد قاب گوشیش مثل گوشی کای بود ولی پشتش نوشته بود چانیول.یعنی داشت با گوشی کای چیکار میکرد؟حالا یه برگ برنده دارم و میتونم بندازمش بیرون.گوشیشو قطع کرد_جالبه ها!ولی من ببو گلابی نیسم فهمیدم داشتی فضولی میکردی حالا میرم به کای میگم.رفتم سمت در که محکم دستمو گرفت.&خیلی خوب مچمو گرفتی ولی من نمیتونم از اینجا برم بیرون یه کار کوچولو دارم._منم نمیتونم جلوی تو برقصم&آه همه مردم کره تا حالا رقص تورو ندیدن_خوب باشه این یه افتخاره که نصیب تو یکی نمیشه&افتخار رقصیدن جلوی منو نمیخوای البته اگه بخوای هم نصیبت نمیشه_اصلا تو کی هستی من میخوام جلوت برقصم؟من یه رقاص عالیم&هه رقص تو از من بهتره؟_معلومه که بهتره&هاهاهاهاها شوخی بامزه ای بود_واقعیت تلخه&اصلا بیا همین الان یه مسابقه رقص بدیم هوم؟ هرکدوم که بهتر بود میشه ارباب اون یکی و ارباب هرکاری که میگه بازنده باید انجام بده._نظر خوبیه از الان منو ارباب خودت بدون.&هاهاها._اما کی قضاوت کننده رقص ماس؟&کای عالیههه_آره من میرم دنبالش،اما اون رفیق توعه ناعادلانس،.&توهم اگه گرلز جنریشن بیاری ناعادلانس._پس از تی آرا میارم.رفتم سمت در که محکم هلم داد و خودش جلوتر رفت.سریع خودمو جمع کردم و هلش دادم پرت شد اونور،لبخندی از سر رضایت زدم و رفتم سمت خوابگاه تی آرا.در اتاق جیون و هیومینو زدم،کای درو باز کرد._اوه سلام جیون هستش؟سرشو به نشونه مثبت تکون داد.چانیول صداش از پشت سرم اومد:کای کای کای واسا واسا.رفتم تو جیون رو تختش نشسته بود.رفتم پیشش و کنارش نشستم_سلام اونی, جیون:سلام سویونگی._راستش ازت یه چیزی میخوام.کل ماجرا رو براش تعریف کردم.لبخند زدو گفت:باشه من بهت کمک میکنم._قول؟&قول.فایتینگ سویونگ.چانیول با کای داشتن مارو نگاه میکردن.جیون بلند شد.چانیول:جیون میشه باهات حرف بزنم.جیون:بیا چانیول.الان وقتش بود از اون برگ برنده استفاده کنم.سریع دریدم رفتم پیش کای._ببین کای تو امروز گوشیتو گم کردی؟&اوهوم_من میدونم کجاس&کجاس؟_دست چانیوله&ازکجا باور کنم؟_وقتی میخواستی رقصو نگاه کنی.از گوشی جیون به خودت زنگ بزن.اگه نبود به من رای نده حتی یک امتیازم نده&اوکی.///
جیون داشت دنبال آهنگ درست و حسابی میگشت،یهو استپ کرد.بچه ها بیاین.منو وچانیول کنارهم واستادیم کای رو صندلی نشست،جیون بغل دستش نشست.کای:آماده!۳،۲،۱ .آهنگ پخش شد.آهنگ acha از سوپرجونیور بود،وای خدای من!عاشق این آهنگم.ایول جیون.خیلی عالی از پس این رقص براومدم.هردوتاشون دست زدن.جیون از ده بهم ده داد و به چانیول ۵ از ده.کای:جیون میشه موبایلتو قرض بگیرم.جیون گوشیشو داد به کای.کای لبخند شیطنت آمیزی زد،با اعتماد به نفس بهش نگاه کردم
♤هیومین♤
چشامو باز کردم دیگه این همه دارو داشت از پا درمیوردتم.پدرم اومد بالاسرم.&خوبه که بیدار شدی.رلستش باید یه تعهدی بدی ۲ روز دیگه هم مرخص میشی.)میدونستم اگه لجبازی کنم به ضررمه .برگه رو با یه خودکار گذاشت جلوم.
۱به خودم آسیب نمیزنم
۲سر مراسم عروسی با ییم شی وون حاضر میشم 
۳ قسم میخورم این دو مورد بالا رو انجام بدم.
با دستای لرزون برگه رو امضاء کردم._قسم میخورم&خوبه سعی کن زودتر با سهون بهم بزنی.یه برگه ی دیگه گذاشت جلوم.&اینم کپی تعهدت تا یادت نره دخترم.حالا هم استراحت کن.راستی یه چیز دیگه اگه بار دیگه خودزنی کنی،مجبور میشم بفرستمت تیمارستان.خبر بزرگی میشه مگه نه؟
پتو رو کشیدم رو صورتم.من باید عوض بشم دیگه گریه نمیکنم اون هیومین مرده...اون هیومین مرده...........






طبقه بندی: رمان ستارگان عشق،

[ چهارشنبه 12 آبان 1395 ] [ 02:33 ب.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
بیست اسکریپت
وان اسکریپت
خانه اسکریپت

دریافت کد موزیک

ساخت كد آهنگ

Ss501 - Love Ya
مرجع کد آهنگ : هشت شنبه بازار