تبلیغات
رمان های کره ای - رمان بارانی از عشق پارت ۲
رمان بارانی از عشق پارت ۲
خب من اومدم بایه پارت نسبتا طولانی
لذت ببرین 


ـهی 
بگید دیگه .شماها تامنو دغ ندیدن نمیمیرین که

زهرا ومهسا یهو باهم دیگه شروع کردن به وراجی که خوشبختانه هیچی نفهمیدم
ـمثل آدم صحبت کنید.اعصابم خورد شد

زهرا:خانوم اجازه هست من بگم؟
ـهر کی ندونه انگارمن صد سال ازتون بزرگ ترم.یه ذره خجالت بکشید خیرسرتون۱۸سالتونه

مهسا :اه اه حالم بهم خورد .مثل مامانا داری نصیحت میکنی

ـاون خبرو بالاخره یکی میگه یا بزنم هردوتونو ....
یه دفه مهسا پرید وسط حرفم 
مهسا:مامان جون ببخشید مارو نزنیا دستت سنگینه
ـتا۳میشمارم اگه خبرو گفتین که هیچی اگه نگفتین ...
زهرا:باشه بابا .خبر اینجوریه که کمپانی اس ام قراره برای بعضی از گروه هاش خواننده انتخاب کنه 

که چون اینجا یه دانشگاه معروف هنره اولین جایی که بازدید میکنن تا خواننده انتخاب کنن اینجاس

من که هنگیده بودم باتمسخر گفتم:خواب دیدی خیره.
که یکی از پشت زد پس کلم
آخم رفت هوا
باخشم برگشتم سمتش که دیدم عشق من سول بیه
ـراستش سول بی تنها دوست صمیمیمون تو کره بود البته من باهم دوس بودم ولی این کله خرا«زهراومهسا»اینقدر وراجی میکنن که نگو

سول بی:اونی چیزت شد؟
ـنه ناراحت نباش 
سول بی :دیدم حرف اینا رو باورنمیکنی گفتم خودم بیام بهت بگم
ـپس این خبر راسته؟

سول بی :آره.ولی قسمت بدش اینجاس که ما دوهفته بیش تر فرصت نداریم

-چیییییییییییی؟اما خیلی کمه که؟
خانم پارک مدیر دانشگاه بود رفت روی بلندی واین خبرو پخش کرد توی کل محوطه 

همه هم مثل گراز سراسیمه داشتن دور خودشون میگشتن

سول بی :هی .تو چه آهنگیو میخوای بخونی؟

ـچی بامنی
مهسا وزهرا:پ نه پ با عممه
-شما دوتا حرف نزنین نمیگن لالیناااااا
مهسا وزهرا:باشه دیگه ما دیگه حرف نمیزنیم.بعدشم روشونو اونور کردن
ـمن رفتم بغلشون کردمو گفتم
ببخشید که اون حرفوزدم
اونا هم که فقط منتظریه سوژه بودن بوسم کردنو رفتن اتاق خانم مدیر
دوهفته بعد


خب بقیش برای بعد 
نظر یادتون نره هااااااا




طبقه بندی: رمان بارانی از عشق،

[ یکشنبه 30 خرداد 1395 ] [ 01:42 ب.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
بیست اسکریپت
وان اسکریپت
خانه اسکریپت

دریافت کد موزیک

ساخت كد آهنگ

Ss501 - Love Ya
مرجع کد آهنگ : هشت شنبه بازار