تبلیغات
رمان های کره ای - اجرای عاشقانه پارت 2
اجرای عاشقانه پارت 2
خب اینم از اجرای عاشقانه
دیدید بچه با مسولیتی شدم
سهون با عصبانیت میگه:
-نه تو گوش کن!اگر این اتفاق واسه من میوفتاد تو همین کارو نمیکردی؟
لوهان-نه مگه مؽز خر خوردم یا خر مؽزمو خورده؟
سهون با حرص و خنده بالش پشت سرشو برمیداره و میکوبه توی سر لوهان و اعتراض وار میگه:
-یااااااااااا
لوهان میخنده و میگه:
-چیه دارم حمیمتو می گم
سهون مشتی به بازوی لوهان میزنه و میگه:
-حیؾ محبتای من برای تو
لوهان-موهامو که داؼون کردی لباسمم بیا چروک کن که دیگه دوس دخترم رام نده
سهون بی خیال میگه:
-هه چه کسی!کیه که با تو دوس بشه؟تو دوس دخترت کجا بوده؟
لوهان صداشو دخترونه میکنه و آروم میگه:
-دوس دخترم تویی دیگه عشممممممم
سهون با خنده میگه:
-مرض!چندشم شد
لوهان-حاال پاشو به مدیر برنامه ها ایمیل بده که منصرؾ شدی
سهون-عمرا
لوهان-به درک خودم به جات ایمیل میدم
لوهان پامیشه میره به سمت دیگه اتاق و سهونم دنبالش میره و کامال از دید من خارج میشن
خوب پس لوهان دوستشه!راستی موضوع اجرا چیه؟نکنه از این خواننده خیابونیاین؟آخه خواننده 
خیابونی میره چین واسه اجرا؟
بی خیال فکرام گوشمو میچسبونم به در!صدای تایپ روی کیبورد میاد
لوهان-هی چمدر اتالت گرمه
سهون-کولر پس واسه چیه؟
لوهان حرفی نمیزنه و بعد از یه مدت کوتاه صدای تیک و بعد صدای روشن شدن کولر میاد!ای تو 
ذاتتون حاال من چطوری بشنوم؟خودمو بیشتر میچسبونم به در!
لوهان-هی سهون؟
سهون-هوم؟
لوهان-من تشنمه
سهون-تو تا میای پیش من گرمت میشه،تشنه ات میشه گشنه ات میشه!ای بابا
لوهان-خسیس
...
عه اینا چرا ساکت شدن؟
یهو در باز میشه و من پرت میشم باشدت توی اتاق و از بخت بدم میوفتم رو زمین!وا چمدر زمین 
نرمه؟چشامو باز میکنم و صورت لوهانو روبروی صورتم میبینم!واو این چمدر خوشگله!از حك 
نگذریم هردوشون خوشگلنا!ای وای راستی من روی اینم؟سریع از جام بلند میشم لوهانم بلند میشه و 
با تعجب نگام می کنه!سهون از اون ور اتاق میاد طرؾ ما و با چشمایی گشاد شده زل میزنه به 
من!وای چه حس بدیه که دوجفت چشم گشاد شده نگات کنن!
به خودم تکونی میدم و با من و من میگم:
-چـ..چیزه!مـ..من من راستش من!
سهون با لبخند میگه:
-آروم باش کسی که دنبالت نمی کنه!
چشام یعنی شیش میشه!این سهون است آیا؟؟؟؟
با تعجب میگم:
-من؟
لوهان میاد جلو و میگه:
-خوب ما منتظریم!نگو که گوش وایستاده بودی
من-نه راستش من...من...من اومده بودم دنبالدستبندم!ولتی اومدم دستم بود بعد دیدم نیس گفتم بیام 
ببینم اینجاس یا نه
لوهان باتعجب نگاهی بهم میندازه و میگه:
-راستی ببخشید شما؟
من-مولعیتش نشد خودمو معرفی کنم...خم میشم و ادامه میدم...جسیکا هستم!
لوهان با لبخند میگه:
-خوشبختم منم لوهانم
سهون-خوب!بیا بگرد دستبندتو پیدا کن
به نشانه احترام خم میشم و میرم اون طرؾ اتاق
هووووووووؾ خیالم راحت شد!خخخخ اینا چمدر زود باورن!یکم خودمو مشؽول می کنم و بعد برمی 
گردم و میگم:
-نبودش!فکرکنم باید بمیه خونه رو بگردم!
سهون پشت سرم تا دم در اتاق میاد!وا این چشه؟
ولتی که موخوام از در رد بشم یهو یه چیزی مانعم میشه!به مچ دستم که توی دست سهون گیر افتاده 
نگاه میکنم و بعدم به صورت سهون!
سهون-فکر نکن نفهمیدم از همون اولم دستبند نداشتی!
بعدم لبخندی میزنه و بدون اینکه بهم فرصت کاری بده درو میبنده و میره توی اتاق!
ای پسره چشم چرون!بگو چرا توی ماشین عینکشو در نیاورده میخواسته با خیال راحت منو برانداز 
کنه!
از جلوی در خودمو کنار می کشم که باز در باز میشه!نگامو میکشم سمت در!
لوهان باخنده میگه:
-عه تو که هنوز اینجایی!
من با هول میگم-چیزه باورکن داشتم میرفتم!
لوهان-پس لطؾ کن دوتا لیوان آب سرد بیار برامون!البته معذرت میخواما...بعد صداشو آروم میکنه 
و ادامه میده:
-من اگه برم از پیشش میزنه زیر حرفش!
من که میدونم منظورش چیه اما برای اینکه ضایع نشه فالگوش بودم،میگم:
-چه حرفی!
لوهان-حاالاااااااا
من شونه هامو باال میندازمو میرم طرؾ راه پله!از پله ها پایین میرمو میرم طرؾ آشپزخونه
خانوم اوه-عزیزم کجا بودی؟
من-باال بودم!ببخشید میشه دوتا لیوان آب سرد بدین بهم؟
خانوم اوه میخنده و میگه:
-دو لیوان آب سرد میخوای چیکار؟
من-واسه سهونو لوهان میخوا...
یهو متوجه سوتیم میشم و دستمو میذارم جلویدهنمو میگم:
-ببخشید
خانوم اوه میخنده و میگه:
-عزیزم شربت توی یخچال هست بریز ببر!
خم میشمو میگم:
-چشم!ممنون
میرم و از یخچال پارچ شربتو برمیدارم و دولیوان شربت میریزم و لیوانا رو میذارم توی سینی و راه 
میوفتم به سمت اتاق سهون!به در اتاق میرسم در میزنم
لوهان درو باز میکنه و میگه:
-بیا بذار روی میز
انگار من نوکرشونما!واال!
سینی رو میذارم و میگم:
-خوب با اجازه!
لوهان-جسیکا؟
برمیگردم سمتش
-بله؟
-فردا من میخوام سهونو ببرم بیرون یه هوایی بخوره،اگر دوس داشتی میتونی با ما بیای
من برخالؾ میل باطنیم میگم:
-نه ممنون فردا باید برم کارای مدرسمو انجام بدم
لوهان-آهان!حیؾ شد
من-کاری با من ندارین؟
لوهان میخنده و میگه:
-نه کاری باهات نداریم!بابا دختر من یه نفرما
لبخندی میزنم و میگم
ببخشید با اجازه
و از اتاق خارج میشم!این لوهانم خوب بلده از زیر زبونت حرؾ بکشه ها!همش در تالشه به حرفت 
بیاره!این سهونم از اون موذیاس!حاال به من چه اصن؟من که مهمون یه روزم اینجا!



[ یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 ] [ 04:16 ق.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
بیست اسکریپت
وان اسکریپت
خانه اسکریپت

دریافت کد موزیک

ساخت كد آهنگ

Ss501 - Love Ya
مرجع کد آهنگ : هشت شنبه بازار